ابراهيم عاملي ( موثق )
371
تفسير عاملي ( فارسي )
گر بخوانى پادشاهى ور برانى بنده ايم رأى ما سودى ندارد تا نباشد رأى تو ما قلم در سركشيديم اختيار خويش را نفس ما قربان تو است و رخت ما يغماى تو ما سراپاى تو را اى سرو تن چون جان خويش دوست مىداريم و گر سر مىرود در پاى تو اين قباى صنعت سعدى كه در وى حشو نيست حد زيبائى ندارد خاصه بر بالاى تو سخن ما : همان است كه در ترجمه و نقل از ديگران نوشتيم فقط جمله ى : « فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا ) * تا آخر آيه » شايد اشاره باشد بيك مطلب كلَّى كه هميشه پسند و ناپسند انسان با مصلحت و خير حقيقى مطابق نمىشود چنان كه نمونه ى آن را در كارهاى ساده ى روزانه مىبينيم كه مريض غذاهاى خوب را مىخواهد و براى او بد است و دوا براى او ناگوار است با اينكه خير و صلاح او در به كار بردن آن است ، پس همانطور كه براى تشخيص خير و صلاح كارهاى زندگى بمتخصص و كسى مراجعه مىشود كه بتواند خوب و بد منظور را تشخيص دهد براى صلاح و فساد و تشخيص خوب و بد حقايقى كه از دريافتش عاجز هستيم بايد سر بفرمان پيشوا و پيغمبر باشيم و نيز در بسيارى از خواسته ها نبايد تسليم باشيم و آنها را بر همه چيز برترى دهيم بلكه بايد مصلحت و خير را منظور نمائيم و رياضت و تحمل زحمت داشته باشيم تا موجب تقويت و تسلَّط بر مشكلات فراهم شود . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 22 تا 23 ] وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ إِنَّه كانَ فاحِشَةً وَمَقْتاً وَساءَ سَبِيلًا ( 22 ) حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَبَناتُكُمْ وَأَخَواتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخالاتُكُمْ وَبَناتُ الأَخِ وَبَناتُ الأُخْتِ وَأُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَأُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَرَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ وَحَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّه كانَ غَفُوراً رَحِيماً ( 23 )